طي يک نظرسنجي از يک دانشجوي ورودي جديد و يک دانشجوي ترم آخري خواسته شد که با ديدن هر کدام از کلمات زير، ذهنيت و تصور خود را در مورد آن کلمه در يک جمله کوتاه بنويسند.


1- دانشجوي ورودي جديد
2-دانشجوي ترم آخر

 

رئيس دانشگاه؛
1: مردي فرهيخته و خوشتيپ
2: به دليل اينکه در طي اين چهار پنج سال يک بار هم ايشونو نتونستم ببينم، هيچ ذهنيتي ندارم

يک وعده غذاي سلف؛
1: بيفستراگانوف با سس کچاپ و نوشيدني خنک
2: چلو لاستيک به همراه افزودني هاي غير مجاز!

کارت دانشجويي؛
1: کارت شناسايي و هويت دانشجو
2: تنها استفاده از اين کارت گرفتن فيلم از ويدئو کلوپ است

خوابگاه؛
1: محل استراحت و سرشار از شادي و نشاط
2: مکاني براي همزيستي مسالمت آميز با سوسک و موش

شب امتحان؛
1: شبي براي دوره کردن درسسي که در طول ترم خوانده شده است
2: شبي که تا صبح بايد مثل خر درس خوند

جزوه خوش خط دخترها؛
1: بميرم از هيچ دختري جزوه نميگيرم. من عادت دارم فقط جزوه خودمو بخونم
2: طلاي کاغذي

تقلب؛
1: يک روش غير اصولي و ناجوانمردانه براي نتيجه گرفتن در امتحان
2: تنها روش اصولي و مبتني بر عقل براي نتيجه گرفتن در امتحان

مشروط شدن؛
1: عمرا، من تو دبيرستان معدل کمتر از 18 نداشتم
2: نمک تحصيل در دانشگاه

وام دانشجويي؛
1: کمک هزينه براي دانشجو
2: مثل مهريه ميمونه. کي داده کي گرفته

ازدواج دانشجويي؛
1: حرفشو نزن. من قصد ادامه تحصيل دارم
2: کو؟ کجاس؟ کسي رو سراغ داري برام؟

حراست؛
1: ارگاني براي حفاظت از دانشجو از گزند خطرات
2: ارگاني براي حفاظت از دانشگاه از گزند دانشجويان

دانشجو؛
1: فردي که به دنبال علم آموزي و توليد علم است
2: هان!! فهميدي به منم بگو