عاشقانه ی شیمیایی!!
عاشقي از رشته ي شيمي شبي
بود اندر حزن و اندوه و تبي
در غم محبوب جانش سوخته
دل در آتش داده و افروخته
در همين احوال آن نيکو سرشت
نامه اي از بهر معشوقش نوشت
سوز عشقت در دلم افکنده آه
در نمازم نيست جز تو قبله گاه
پيش از عشقت اين دل من شاد بود
جانم همچون عنصري آزاد بود
ديدمت يکباره سروم، بيد شد
عشق آمد، جان من اکسيد شد
تو سراپايت نمک ، در فکر ناز
من ز عشقت گه اسيدي گاه باز
اين چه مي شد راه را پيدا کني؟
وين دل اکسيده را احيا کني؟
نقطه ي ذوب دلم در دست تو
يک بشر مي ده که گردم مست تو
نامه را عاشق بدست پيک داد
چشم او در راه پاسخ ايستاد
منتظر شيدا و بي آرام و خواب
تا که آمد هفته ي ديگر جواب
اي که هستي مدعي بر عشق ما
همنوا با ما نمي باشي چرا؟
من که از خوبان دنيا سر ترم
از گل و سرو وچمن زيباترم
با چو تو زشتي کجا همگن شوم
من فرشته ، همدم يک جن شوم
بس درازي ، گشته اي چون نردبان
اندکي مانده رسي تاآسمان
گرد خود پيچيده اي زنجير وار
وان دماغت همچو بورت شير دار
اين چه رسم عاشقي وبندگي است؟
رک بگويم پاسخت شرمندگي است.
اي خدا تيزاب سلطاني کجاست؟
راه حل اين پريشاني کجاست؟
روح ما را از چه حيران ميکني؟
عاشقان را سير از جان مي کني؟
جام بنزن چاره ي درد من است
راه حل عشق، از غم مردن است
ارلني بنزن در آن دم سر کشيد
چشم خود بر بست و روحش وارهيد
آسمان عاشقان آبي تر است
چشم دلداران زخون دل تر است
راهشان پر خارها و پر بهار
گامشان تا بي نهايت استوار
با سلام؛ این وبلاگ جهت انعکاس فعالیت های دانشجویان شیمی کاربردی دانشگاه شهید چمران اهواز راه اندازی شده است. همچنین در اینجا میتوانید مطالب علمی و سرگرم کننده مطالعه نمایید. لطفا انتقادات و پیشنهادات خود را برای اداره بهتر این مجموعه به ما انتقال دهید . همچنین دوستانی که مایل به همکاری هستند، مطالب خود را ارسال کنند تا با نام خودشان در وبلاگ ثبت شود.